اربعین حسینی

تأملی کوتاه بر جامعه‌شناسی پدیده راهپیمایی اربعین

▪مجید سلیمانی ساسانی

از هر منظری نگاه کنیم نمی‌توان از کنار رویداد راهپیمایی اربعین به‌سادگی گذر کرد. میلیون‌ها نفر از مسلمانان، رخدادی را رقم می‌زنند که بدون شک، بزرگ‌ترین جمع مذهبی در جهان در طول اعصار تاریخ است. آن‌ها با انگیزه‌هایی کاملاً دینی و فرهنگی، راهی طولانی را طی می‌کنند. در حالی که این حرکت عظیم، تا همین چند سال قبل، تنها به صورت محدود و در میان شیعیان عراق رواج داشته است و در جایگاه یک «مناسک بزرگ» محسوب نمی‌شد. اما امروز، فارغ از عظمت آن، منجر به ایجاد روابط جدیدی میان دو فرهنگ شیعی ایرانی و عراقی شده است.
به لحاظ ادراک فرهنگی و نظام معنایی و نشانه‌شناختی، فرهنگ مردم شیعی عراق – خصوصاً قبایل و عشایر شیعی – تفاوت‌های بسیاری با گفتمان عام فرهنگی در ایران دارد. هرچند به لحاظ ادراک دینی، اشتراکات زیادی مشاهده می‌شود، اما نظام معنایی آن‌ها در ارتباط با دیگر اقوام و فرهنگ‌ها – خصوصاً در ایام اربعین – کاملاً متفاوت است. عموماً ایرانیان، از رابطه گرم و صمیمی آن‌ها در ایام اربعین سخن می‌گویند و بر این نکته تأکید می‌کنند که رفتار آن‌ها در ایام دیگر، کاملاً در تضاد با رفتار آن‌ها در ایام اربعین است. با این حال، به نظر می‌رسد که هر دو فرهنگ شیعی ایرانی و عراقی در سال‌های اخیر، به واسطه هم‌نشینی در اربعین، از یکدیگر متأثر بوده‌اند. به‌گونه‌ای که در جماعتی از اعراب عراقی، نگرش اربعین در طول سال نیز امتداد یافته است. شکل‌گیری حرکت‌های مردمی تحت عنوان «حشدالشعبی» نمی‌تواند متأثر از ارتباطات و هم‌نشینی با ایرانیان در ایام اربعین نباشد. به نظر می‌رسد که این رخداد عظیم، نه‌تنها آینده روابط فرهنگی میان مردم و دولت دو کشور را رقم خواهد زد، بلکه آینده منطقه غرب آسیا را متأثر خواهد ساخت، زیرا:

۱٫ راهپیمایی اربعین، به‌مثابه سرمایه اجتماعی و فرهنگی، موجب ایجاد و تقویت «شبکه‌های اجتماعی دارای ارزش» خواهد شد و «سیاست‌گذاری» را ممکن می‌کند. زیرا «پذیرش متقابل» و رضایت خاطر مشارکت‌کنندگان در راهپیمایی اربعین مشهود است. ادامه این روند در سالیان آتی، شبکه‌هایی ارزشمند میان مردم دو کشور ایجاد خواهد کرد که نه‌تنها موجب بهره‌وری اقتصادی، بلکه به ایجاد ساختار اجتماعی مشترک منجر خواهد شد. در واقع، شبکه روابط اربعین، نظم اجتماعی جدیدی را نوید می‌دهد که بر اساس اعتماد و حس عمل متقابل شکل گرفته است. به عنوان شاهد مثال، به‌وضوح می‌توان به تغییر رفتار ایرانیان نسبت به زوار عراقی در شهرهای مذهبی اشاره کرد. جدا از اینکه هم‌نشینی در اربعین موجب ایجاد دوستی‌ها، روابط خانوادگی و حتی مبادلات اقتصادی میان مردم دو کشور شده است.

۲٫ اربعین با هم‌افزایی میان دو فرهنگ و گفتمان شیعی، در پی تقویت عناصر گفتمانی مشترک و تضعیف تمایزات است. به نظر می‌رسد که ظرفیت گفتمانی اربعین، فرصتی کم‌نظیر در انسجام گفتمانی میان خرده‌گفتمان‌های فرهنگی شیعه باشد. اربعین، راهی برای «گفتگو» فراهم می‌کند. گفتگویی که از ابتدا مبتنی بر محبت و خدمت به زائران استوار است. بنابراین نتیجه آن نیز تأکید بر اشتراکات و پرهیز از اختلافات خواهد بود. افزایش روند مواجهه و گفتگو در خلال مراسم اربعین، موجب شکل‌گیری گفتمانی مشترک در فرهنگ شیعی می‌شود. ایجاد «انسجام دینی»، «شکل‌گیری هویت‌های دینی و منطقه‌ای» و از همه مهم‌تر، «ایجاد حس و منافع مشترک» کمترین منافع این روند گفتمانی خواهد بود.

۳٫ نهایتاً اینکه اربعین، اعم از اینکه از دیدگاه مناسکی و آیینی چه مزایا و معایبی را به همراه دارد، راهی برای گفتگو و تقویت گفتمان مشترک شیعی فراهم کرده است و در همه ابعاد، موجد سرمایه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خواهد بود. ضمن اینکه باید تأکید کرد که تقویت نمادهای مشترک فرهنگی با مردم کشور همسایه، امنیتی پایدار را همه حوزه‌ها رقم خواهد زد.

 

منبع: سلیمانی ساسانی، مجید (۱۳۹۶) اربعین؛ موعد گفتگوی بینافرهنگی، روزنامه صبح‌نو، شماره ۳۵۴، ۱۷ آبان۱۳۹۶، ص۱۰٫