کلان‌داده‌ها و داده‌کاوی یا «جهان فراموش‌نشدنی»

فقط «کلان‌داده‌ها» می‌توانند جهان تجدد را معنا کنند و یا دست‌کم می‌توانم ادعا کنم که روح آنچه که امروز تحت عنوان داده‌های بزرگ ناشی از فعالیت انسان در فضای مجازی می‌شناسیم، در تطابق با جهان مدرن و مفاهیم دیگری همچون سرمایه‌داری است. کلان‌داده‌ها موقعیتی فراهم می‌کند که امکان سیاست‌گذاری افزایش یابد و «انسان مسطح و «هم‌شکل» جهان تجدد محقق شود. همان‌گونه که فرایندهای «کنترل» و «نظارت» را ساده‌تر خواهد ساخت. از منظر دیگر، کلان‌داده توانسته آرزوی دیرینه شناخت اجتماعی را برآورده سازد و جهان مادی را با اعداد ریاضی معنادار کند. به عبارتی، داده‌کاوی، پژوهش‌های پیمایشی که مبتنی بر روش‌های «نمونه‌گیری» بود به کناری می‌زند و داده‌هایی فراهم می‌کند که به دلیل عدم مداخله ارزشی پژوهشگر و پاسخگو، بالاترین درجه «پایایی» و «روایی» را داراست. فرایندهای «نظارت» نیز به‌واسطه کلان‌داده‌ها، کارآمدتر به نظر می‌رسد. داده‌کاوی این قدرت را دارد که از هر زاویه‌ای، اطلاعات را تحلیل کند و رنج ناکارآمدی انبوه اطلاعات را پایان بخشد. همین عبارت‌ها کافی است که جمعی از پژوهشگران، وضعیت کنونی را «انقلاب» معنا کنند و یا حتی سخن از دینی جدید به میان آورند. آن‌چنان‌که «دیوید بروکس» در نیویورک تایمز، بی‌محابا بیان می‌کند که «دیتیسم» (Dataism) نام یک دین جدید است: «اگر از من خواسته بودید که فلسفه رو به رشد امروزین را توضیح دهم می‌گفتم: دیتیسم. ما اکنون توانایی جمع‌آوری مقادیر زیادی از اطلاعات را داریم. به نظر می‌رسد که این توانایی با مفاهیم فرهنگی خاصی همراه باشد – که همه‌چیز را می‌توان اندازه‌گیری کرد.  این داده‌ها به‌مثابه یک دید شفاف و قابل اطمینان عمل می‌کند که به ما امکان می‌دهد تا احساسات و ایدئولوژی را فیلتر کنیم. این داده‌ها به ما کمک می‌کند، چیزهای قابل توجهی بسازیم – مثل پیش‌بینی آینده … انقلاب داده‌ها راه‌های شگفت‌انگیزی برای درک فعلی و گذشته به ما می‌دهد» (به نقل از چول‌هان، ۲۰۱۷: ۴۶).
کلان‌داده‌ها، را می‌توان در تکامل برداشت از علم متجددانه تلقی کرد. آنجا که می‌تواند مدعی باشد که از علم شناخت اسطوره و متافیزیک عبور کرده و «داده‌هایی عینی» فراهم می‌کند. از این جهت، روایت تاریخی نیز به نفع این نوع از عینیت کنار خواهد رفت. چول هان، از موقعیت کنونی تحت عنوان «مرحله دوم روشنگری» نام می‌برد. به‌زعم وی، در دوره نخست روشنگری، «آمار» به طور کامل نتوانست دانش انسانی را از چنگال اسطوره‌شناسی آزاد کند. اما با کلان‌داده‌ها، تاریخ به معنای واقعی، فلسفی می‌شود. از این منظر، آمار به معنی تعیین دانش عینی مبتنی بر اعداد در مخالفت با روایت اسطوره‌ای است. درواقع، ضرورت دوره دوم روشنگری، تبدیل همه‌چیز به داده و اطلاعات است که چول هان از آن به عنوان «توتالیتاریسم اطلاعات» و «توتالیتاریسم دیجیتال» نام می‌برد. از دیدگاه وی، داده‌شناسی خود یک ایدئولوژی محسوب می‌شود، هرچند اعلام کند که از ایدئولوژی خارج شده است (چول‌هان، ۲۰۱۷: ۴۷).
امروز کلیک‌ها و کلمات جست‌وجوی ما هرلحظه ثبت می‌شوند. به عبارتی، تصویری کامل از زندگی ما در اینترنت وجود دارد. این تصویر، شاید بسیار دقیق‌تر از دیدگاه افراد درباره ما باشد. شاید حتی دقیق‌تر از تصاویری باشد که ما از خودمان ساخته‌ایم. همه چیز را در اختیار جهانی قرار داده‌ایم که اطلاعات را منتقل و ذخیره می‌کند و گزارش‌هایی دقیق در مورد زندگی، فعالیت‌ها و عادت‌هایمان ارائه می‌دهد. فراتر از آن، اگر اینترنت تعاملی وب دو، اطلاعات افراد را جمع و پردازش می‌کند، وب سه با اینترنت اشیاء، کنترل همه‌چیز را در دست خواهد گرفت و در هر جنبه‌ای که فکرش را بکنید، ورود خواهد کرد. با این توصیف، انسان نیز به‌مثابه جزئی از حافظه دیجیتالی عمل می‌کند و هیچ چیز نیز فراموش  نخواهد شد. در حالی که فراموشی، جزئی از عادات انسانی بود که به انسانیت تداوم می‌بخشید. اما این «عدم فراموشی»، به واسطه نظم جدید مبتنی بر کلان داده‌ها، دست‌کم معنایی جدید برای معنا و انسان فراهم خواهد کرد. معنایی که مبتنی بر عملکردهای روانشناختی دقیق از جامعه هدف است و الگوریتم‌های هوشمند، تحقق هر سیاستی را امکان می‌بخشد.
منبع:
Han, B. C. (2017). Psychopolitics: Neoliberalism and new technologies of power. Verso Books.

منتشره در:

سلیمانی ساسانی، مجید (۱۳۹۷) «کلان‌داده‌ها و داده‌کاوی یا «جهان فراموش‌نشدنی»، روزنامه صبح نو، شماره ۵۳۳، شنبه، ۲۷ مرداد ۱۳۹۷، ص ۷٫